نظرسنجی

عملکردچندماهه شهردارجدید گچساران را چگونه ارزیابی می کنید؟
30. دى 1396 - 9:02
مسلم ازپاهایش معلول است هردوپایش نیمه جان است وباکمک "واکر" راه می رود.واکر مسلم شکسته وجوش خورده است وگوشه اتاق قرار دارد،مادربابغض از رنج پسرش می گوید؛مسلم متولدسال 58 است وروز به روز قوای دست وپایش تحلیل می رود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،بافت فرسوده گچساران طی شش ماهه گذشته تغییروتحولات عمرانی قابل تاملی داشته است.در این مدت مردم این بافت علاوه برسرزندگی وشادابی وفعالیت درکارگاه عمرانی محله ای،توجه به زیبازیستی رادربرنامه زندگی پیش روی خویش پس از این تغییرات گنجانده اند.

کمترخانه ای به چشم می خوردکه افرادش درتلاش وتهیه مواردساخت وسازهمپای بنّا وکارگر نباشند،گاهی کودکان ونوجوانان هم باشوروهیجان وصف ناپذیری در این عمران شریک بزرگترهامی شوند.

حال سوال اینجاست حال مردم بافت فرسوده به خصوص محله سادات گچساران پشت آجرهاوسنگ های خوشتراش ایتالیایی چگونه است؟به دنبال تهیه یک گزارش مردمی مقابل یک میدان که مقابل کتابخانه درحال احداث محله است پیاده می شوم.

ساختمان سفید ودوطبقه نیمه ساز کتابخانه یک حال خوب وصف ناشدنی به من می دهد،آدرس خانه رامرور می کنم درست کوچه پشت کتابخانه درحال احداث ومنزل بانوگشتاسبی ،واردکوچه تنگ سیمانی می شوم یک سراشیبی نسبتاتندی درست مقابل ورودی خانه داردوقتی تماس می گیرم ودرمی زنم بانویی لاغراندام بالباسی سنتی وچهره ای گشاده دررابازمی کند.

خوش آمدمی گویدومراباتعارفات معمول به خانه دعوت می کند حیاطی کوچک وخانه ای محقربادیوارهایی فرسوده،خانه ای درست وسط تغییرات محله ومیان خانه های نوساز،همچنان فرسوده وترک دار.

مادرخانه از رنج رفته بردختران وتنهاپسرش می گویدازخانه واتاق های محقرش دیدن می کنم،مسلم پسرمعلول خانه دراتاقش روبروی تلویزیون گزارش ورزشی می بیند،چشمانش قدرت دیدخوبی نداردوبافاصله کمی ازتلویزیون بادستش پاهایش رانرمش می دهد.

مادرمی گوید؛مسلم ازپاهایش معلول است هردوپایش نیمه جان است وباکمک واکر راه می رودوتعادل اندامی ندارد،واکر مسلم شکسته وجوش خورده است وگوشه اتاق قرار دارد.مادربابغض از رنج پسرش می گوید؛مسلم متولدسال 58 است وروز به روز قوای دست وپایش تحلیل می رود.

ویلچرساده برای این نوع معلولیت هابدرد نمی خوردحتی بارهامقابل درخانه باواکرسقوط کرده وشانس بااو یاری کرده که استخوانش سالم است.وقتی ازمسلم می گویددختری جوان باچهره ای استخوانی واندامی سخت لاغرمقابلمان ظاهرمی شود،نامش شاهزاده است ومتولدشصت ودو.

اوهم معلول ذهنی است ویک دست وپایش فلج است اوهم در راه رفتن مشکل دارد وسوءتغذیه شدید درچهره اش بیداد می کند،مادرمی گویدبامسلم وشاهزاده ۹فرزنددخترداردوهمگی مجردهستندوبااوزندگی می کنندتنهایک دخترش ازدواج کرده بودکه بانوه اش اوهم پس از فوت همسر بامادرهمین خانه زندگی می کندوهیچ منبع درآمدی ندارند.

پدرخانه پیروبیمار است ودخترهاومسلم زیاداهل رفت وآمد درمحله نیستند،منقلب می شوم ،دراتاق مجاور کنارشان می نشینم وهرکدام ازبی توجهی اطرافیان می گویندواینکه اینقدر درزندگی های مردم رنج ونداری وبیکاری هست که هیچکس وقت رسیدگی به امورات ماراندارد.

حتی امروز ظهرنانوای محله مثل همیشه چندنان به شاهزاده برای ناهارخانه داد،خداخیرش بدهد پول نان ازمانمی گیرد،می پرسم هنری کاری یامشغله ای که بتوان ازطریق آن نان آوری کنندبلدهستند وهمگی باتاسف می گویندهیچ کلاسی نرفته اندوجز بی سوادی وبیکاری وبیماری دراین دنیانصیبی ندارند،حتی خرج تحصیل نوه های خانه رادیگران پرداخت می کنند.

مسلم نگاهم می کند ومی گوید من علاوه برمعلولیت انحراف دید دارم وقادربه راه رفتن زیادنیستم آرزو دارم یک ویلچرشارژی داشته باشم گاهی تانانوایی محله به کمک واکر می روم اماواکرم شکسته وبهزیستی درجواب تقاضاهایم برای تحویل ویلچرجواب قانع کننده ای نداده اند.

حرفهاوخواسته هایشان رایادداشت می کنم تابرای دریافت ویلچروپیدا کردن یک حامی تلاش خودم راانجام دهم،ازخانواده خداحافظی می کنم وبابرگزاری یک جلسه ضروری مشکل شاهزاده ومسلم رابا اعضای یک موسسه نیکوکاری درمیان می گذارم.

تلاش وپیگیری موسسه جواب داد وپس ازیک هفته باردیگر به دیدنشان می روم اینبار باحامیان مردمی ویک دستگاه ویلچرساده ازطرف بهزیستی.

بانوی نیکوکاری که پرستار است برای یک ماهشان تمامی مایحتاج خوراکی راتهیه نمودومابه همراه نیکوکاران به خانواده مسلم وشاهزاده تحویل دادیم،اینهاگوشه ای اززندگی هفت هزارخانواری است که ساکن چهارمحله فقیرنشین بافت فرسوده گچساران هستند.

امیداست آنگونه که تغییرات عمرانی درحال تکمیل است برای رفاه حال نیازمندان این بخش هم ازطرف مردم ومسئولین حرکتی صورت گیرد.

احمدپور/مرادی

انتهای پیام

 

دیدگاه‌ها

با سلام اگر کتابخانه را به نام یکی از خانواده تاجگردون بگذارند تا هفته آینده تمام و آماده کاربری می شود .یادتان هست گفت من کاری می کنم که هر وقت بگویند تاج گردون گچساران یادتان بیاد و بر عکس .ای کاش این کتابخانه ها به نام یکی از آنها بود .پیشنهاد نام را بدهید و بعدا ضرب العجل را ببینید

نظرات کاربران

تازه های سایت

پربازدیدها