نظرسنجی

عملکردشهردار گچساران را چگونه ارزیابی می کنید؟
23. آبان 1397 - 13:52
امروز در استان متخصص بودن و فارغ التحصیل از دانشگاه شریف که هیچ؛ حتی متعهد بودن هم دیگر ملاک نیست؛در استان مثلث زر، زور و تزویر حرف اول و آخر را میزند و سالهاست که شایسته سالاری، اخلاق و انسانیت مرده و آن را دفن کرده اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،سید ابوالحسن حسینی نیک-در چندسال اخیر سلسله مقالاتی درخصوص توسعه نیروی انسانی، نخبه کشی و گردش نخبگان تحت عناوینی از جمله: گفتمان جریان سوم، رویکردی عملگرا و مبتنی بر سه اصل گردش نخبگان، شایسته سالاری و حقوق شهروندی و همچنین ضرورت عبور از چرخه معیوب مدیریتی پدرسالارانه استان خطاب به نماینده ولی فقیه در استان و… توسط نگارنده، نگاشته شد. چکیده سلسله مقالات فوق الذکر در این خلاصه می شد که اگر قبل از انقلاب در استان به هر طریقی زمینه اضمحلال نخبگان ایلی و نیروی انسانی فراهم شد اما بعد از انقلاب بیشتر در قالب دو جناح اصولگرایی و اصلاح طلبی این مهم اتفاق افتاد.

فرصت سوزی و نخبه کشی دراستان

پس لازم و ضروری است که مردم و نخبگان استان در وهله اول بررسی و بعد از آن به دور از هر گونه احساس، چشم عقل را باز و کمی هم تامل کنند و ببینند قریب به چهار دهه این جناح ها چه بر سر سرمایه انسانی غنی خود آورده و همدیگر را به چه چیزهای محکوم نکردند. از نظر نگارنده، آنچه در سپهر سیاسی استان در قالب اصولگرایی و اصلاح طلبی معرفی می شود، بیشتر ناشی از منافع قومی، طایفه ای و خانوادگی است تا تز و آنتی تزهای مبتنی بر اندیشه و به همین جهت اساساً چنین تقابلاتی از جنس اندیشه نیست که منجر به یک سنت مبتنی بر منافع جمعی مردم استان کهگیلویه و بویر احمد شود. به عبارت بهتر آن دسته از تنش‌هایی که شاهد هستیم اصطلاحاً همان دعواهای حیدری و نعمتی قدیمی است تا تظارب آراء و افکار و تاکنون ماحصل چنین دعواهایی هم فقط فرصت سوزی و نخبه کشی بوده است.

نخبگان بازیچه دست طیف های سیاسی

نکته قابل توجه اینجاست؛ تعدادی از بزرگان این طیف های سیاسی(که کم هم نیستند) ظاهراً در تقابل اما در خفا با هم هستند. جوانان و نخبگان پادویِ کارزار انتخاباتی و به نوعی بازیچه سیاسی دست آنها قرار می گیرند. به همین خاطر است که در چند سال اخیر نگارنده مرتباً بر راه اندازی گفتمان جریان سومی که منتج به گردش نخبگان شود، تاکید می کند. و امروز با توجه به توسعه فضای های مجازی، بهترین زمان ممکن برای جا انداختن چنین جریانی در انتخابات مجلس پیش روی سه حوزه انتخابیه استان است. به هر حال این مهم را روزی باید شروع کرد و به اعتقاد نگارنده خیلی  هم دیر شده است. گول حرف  اینها را نخورید و هزینه دادن هم حدی دارد.

 تبدیل شدن جناح هابه برندهای سیاسی

چون افرادی در این جناح ها تبدیل به برندهای سیاسی شدند که وقتی از نزدیک در خصوص ابتدایی ترین مسائل با بعضی از آنها صحبت می کنید معلوم می شود که نگاهشان به مسائل چقدر سطحی و از قضایا پرت هستند و فقط به فکر منافع شخصی و گاهاً جناحی خودشان هستند و این مهم متاسفانه یادآور این ضرب المثل است که آواز دُهُل (طبل) شنیدن از دور خوش است.

دست نامرئی آدام اسمیتی درپشت این قضایا 

آنهایی که می توانستند و می توانند کاملاً بیرون از گود و آنهایی که اصلاً نمی توانستند و در حال حاضر هم نمی توانند، داخل گود قرار گرفتند. نکته جالب این معما در این است که انگار دست نامرئی آدام اسمیتی پشت این قضایا قرار گرفته است. و قطعاً مشکل اصلی توسعه استان با آن همه پتانسیل هایش در همین جا است.

اجبار نخبگان درحمایت از دلال اقتصادی

امروز در استان متخصص بودن و فارغ التحصیل از دانشگاه شریف که هیچ؛ حتی متعهد بودن هم دیگر ملاک نیست. به فرض مثال اگر چنین فردی روزی بخواهد در انتخابات شرکت کند به احتمال خیلی زیاد از طرف مردم و حتی تحصیل کرده ها مورد تمسخر و به نوعی ترور شخصیتی می شود. شرایط جبر محیطی و قومی استان این نخبه را مجبور می کند در انتخابات از فردی که در واقع یک “دلال اقتصادی“ می باشد، حمایت کند که نهایتاً مورد سوء استفاده قرار می گیرد و از همان ابتدا هم می داند اما چاره  ای جزء این ندارد. و این اوج ذلت، بدبختی و عقب ماندگی یک مردم را می رساند.

مثلث زر، زور و تزویر حرف اول و آخر را می زند 

در استان مثلث زر، زور و تزویر حرف اول و آخر را می زند و سالهاست که شایسته سالاری، اخلاق و انسانیت مرده و آن را دفن کرده اند. اغلب افرادی که به عنوان کاندید نهایی معرفی می شوند به مراتب بهره هوشی آن از سطح متوسط نخبگان یا حتی همکلاسی های خود پایین تر و برای ارتقاء و حفظ جایگاهش از اهرم های غیر واقعی دیگری استفاده می کنند. باور کنید قریب به اتفاق افرادی که ادعای کاندیداتوری مجلس را دارند در حد یک رئیس مدرسه یا بخشداری نیستند. سواد علمی که پیشکش، برخورد درست اجتماعی را هم بلد نمی باشند.

چرخه معیوب یا دورباطل مدیریتیِ فاسدِ دراستان

از یک طرف، استان با بحرانی از بی‌اعتمادی و ناامیدی در اکثر بخش‌ها روبه‌رو است؛ بحرانی که نشانه‌ای از کاهش در آن دیده نمی‌شود. دلایل متعددی پشت این احساس نارضایتی وجود دارد؛ افزایش رشد نرخ اعتیاد، طلاق، خودکشی، استخدامی های فله ای رابطه مند، نزاع های قومی و جناحی، تصاحب رانتی منابع طبیعی و تخریب زیست محیطی، بحران آب، هدر رفت منابع استان، عدم گردش نخبگان و ناتوانی مدیران در حل حتی کوچکترین مشکلات، در واقع توسعه استان را وارد یک چرخه معیوب یا دورباطل مدیریتیِ فاسدِ چندین ساله ای کرده است که با چنین فساد موریانه گونه ا ی اولاً؛ استان را دیگر بدین گونه نمی توان اداره کرد. دوماً؛” نخبه کشی” غیر جبران ناپذیری به همراه خود داشته و تاکنون هم فقط دودش به چشم مردم و این همه جوانان تحصیل کرده بیکار رفته است.

 توسعه پایدار استان به بن بست خورده است

و از طرف دیگر، استان با توجه به توسعه دانشگاها و موسسات عالی و همچنین رشد همزمان شبکه های اجتماعی و رسانه های جمعی با نسل روشنفکر جدیدی روبرو است که بهره هوشی این نسل به مراتب از مدیران تکراری، خسته و پیر فعلی، خیلی بیشتر است. اما این چرخه معیوب با چنبره اختاپوسیِ چندین ساله مدیریتیِ خود، توسعه پایدار استان را با بن بست مواجه کرده است.

 زایش گفتمانی وجریان سومی فرا جناحی 

از این رو، برای برون رفت از چنین بن‌بستی لازم و ضروری است، یک زایش گفتمانی وجریان سومی فرا جناحی و قومی اما مبتنی بر سه اصل گردش نخبگان، شایسته‌سالاری و حقوق شهروندی در استان تعریف و باز تولید کرد.

تجویز نسخه اصولگرایی و اصلاح‌طلبی شفابخش نیست

چون باز تجویز نسخه اصولگرایی و اصلاح‌طلبی برای توسعه بیمارگونه استان دیگر شفابخش نیست و منجر به نخبه کشی و هزینه های جبران ناپذیری در تمامی حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، زیست محیطی و… شده و تنها راه نجات مردم و نخبگان استان از چنین وضعی، تجویز نسخه جدیدی به عنوان جریان سوم می باشد. و این جریان سازی هم مستلزم این است که فقط در فضای هیجانی رسانه ای نباشد بلکه به نشست های منطقی وکاربردی مبدل شود.

سیاست لفظی یا گفتار درمانی سیاسی

جریانی که در وهله اول زمینه همبستگی و اتحاد را بین نخبگان و عامه مردم و به دنبال آن گردش نخبگان را به وجود بیاورد. تا زمانی این مهم اتفاق نیفتد، جایگاهی در سطح کلان نخواهیم داشت و حتی این اندک قدرت هم از دست خواهند رفت. و از همه مهمتر، اراده و تصمیم جدی مسئولان و نخبگان برای مبارزه با وضع موجود در استان است که متاسفانه نیست و فقط سیاست لفظی یا گفتار درمانی سیاسی می کنند.

زایش گفتمانی تنها راه نجات 

بنابراین به طور کلی می توان گفت: با این سیاست هرچه باداباد و به هر قیمتی مدیر بودن، همه ما سوار بریک کشتی هستیم که با سرعتی تند در دریایی از اَبَر بحران های اجتماعی، زیست محیطی، کم  آبی، بی اعتمادی، تبعیض، نابرابری و بی عدالتی غرق خواهیم شد. و به نظر می رسد همانگونه که اشاره شد برای رهایی از این بن بست مدیریتی و فکری، “ عبور” یا پوست  اندازی از این چرخه معیوب مدیریتیِ پدرسالارانه به چرخه مطلوب جوان گرایی در چارچوب یک زایش گفتمانی تنها راه نجات و یک ضرورت بسیار مهم در انتخابات آینده سه حوزه انتخابیه استان می باشد و بس. در غیر اینصورت، همین آش و همین کاسه است.

به قول شاعر:

رونده باش، امید هیچ معجزی زمرده نیست، زنده باش.

تو در من زنده ای من در تو: ما هرگز نمی میریم.
من وتو با هزارانِ دیگر، این راه را دنبال می گیریم
از آن ماست پیروزی.

انتهای پیام

نظرات کاربران

تازه های سایت

پربازدیدها