نظرسنجی

عملکرد فرماندار گچساران در مدت5 سال گذشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
17. مرداد 1394 - 9:28
این مرد بزرگ و با وقار با آمار ۷۰۰ شلیک و هدف مثبت، نفر اول جنگ ها در جهان قلمداد می شود، درحالی که تا قبل از ایشان کریس کابل امریکایی با ۱۶۰ هدف نفر اول بحساب می آمد!!!

به گزارش آفتاب جنوب،شهید عبدالرسول زرین سال 1320 در یکی از روستاهای توابع استان کهگیلویه و بویراحمد چشم به جهان گشوددر 4سالگی پدر ودر 6سالگی مادرش را از دست داد ، سرپرستی او را دایی اش بر عهده گرفت ، در 9سالگی با بیداری فطرت حق جویانه احساس کرد حق خود و نزدیکانش را دیگران پایمال کردند . 

تصمیم به هجرت از آن محیط پر از خان و خان زاده گرفت این نوجوان یتیم خدا جوی در15 سالگی بعد از طی طریق کوه و دشت تنها به اصفهان رسید وبعد از مدتی کار و تلاش تشکیل خانواده داد ودر سن 27سالگی اقوامش را که در کودکی گم کرده بود پیدا کرد وبالاخره منزل و مغازه ای با شغل لباس فروشی در حوالی مسجد باباعلی عسگر اصفهان تهیه کرد ومرتبا وعاشقانه در خانه خدا حضور یافت و ازنیایش با رب البیت و تماس با روحانیون سیری نپذیرفت  که عشق به خدا ومبلغین دین خدا و برائت از دشمنان خدا سراپای وجود او را تسخیر کرد.

 

 در تظاهرات ضد طاغوت شرکت می کرد ومزاحمت های ساواک بر اراده محکم و مومنانه اش برای تحقق فرامین امام خمینی (ره) کوچکترین خللی ایجاد نکرد تا این که رژیم پوسیده ستم شاهی افول و آفتاب درخشان حکومت اسلامی طلوع نمود وهمگان را از جمله شهید زرین را به حمایت جانانه بر می انگیخت تا این که جنگ مستکبران و ایادی آن ها در کردستان و سپس خوزستان شروع شد.

 

در این هنگام شهید عبدالرسول زرین که افتخار عضویت در سپاه اصفهان را داشت به غرب کشور اعزام شد و مردانه و هوشیارانه به سرکوبی ضد انقلاب پرداخت وبعد از آن سراسیمه به جبهه جنوب شتافت و در کنار سردار شهید حاج حسین خرازی و سردار رحیم صفوی به نبرد پرداخت .

محمد دشتیان کمالی از رزمندگان دوران جنگ تحمیلی حکایت می کند: زمستان ۱۳۶۱ در خط مقدم جنگ، شلمچه خرمشهر، مدتی بود از گوشه کنار خطوط دفاعی میدان جنگ با متجاوز بعثی عراق، هرچند ساعتی خبر می دادند که رزمنده ایی در سنگرش مورد اثابت تیر مستقیم تک تیرانداز عراقی واقع شده و به شهادت رسیده است!

روزی نبود که یگان های مختلف سپاه یا بسیج و ارتش مستقر در خط مقدم جنگ متحمل تلفات اینچنینی واقع نشوند. فرماندهان ضمن بررسی موضوع، بدنبال افرادی بودن که در دقت هدف و تیر اندازی تبحرخاص داشته باشند،طولی نمی کشد که سر و کله “آقای عبدالرسول زرین” پیدا می شود، او دلیر مرد لر از توابع کهکلویه و بویراحمد بود و با تفنگی بزرگتر از کلاشینکف که رزمنده ها بنام بی بی کلاش می شناختن، ظاهر گردید.

 

می گفتند قبلاً شکارچی بوده و تیرش خطا ندارد! حضور این مرد در خط مقدم برای رزمنده ها قوت قلبی بود و بسیجی ها در کنار این دلاور روحیه بیشتری می گرفتند. ماموریت رسول، شکار تک تیراندازان بعثی بود،دربین عملیات ها اغلب آرامش نسبی در میدان جنگ حکم فرما می شد و همین عامل باعث حضور تکتیراندازان دشمن می گردید.

آن ها هر جنبنده ای را که در خاکریز می دیدند هدف قرار می دادند، ولی با ورود قهرمان “رسول زرین” ورق برگشت! آقا رسول هر روز چندین تیراندار دشمن رو هلاک می کردوکار بجایی رسیده بود که افراد دشمن بعثی روزها به هیچ وجه آفتابی نمی شدندورشادت های این مرد باخدا آنقدر بی شمار شد که دشمن حالا کاملاً حضور او و برتریش را حس می کرد!

عبدالرسول قبل از شروع ماموریتش وضو می ساخت و تفنگش را دست خدا می خواند، اواخر پاییز ۱۳۶۲، آوازه شکارچی “زرین”  به کاخ صدام ملعون رسیده بود. او که خودش در ترور و آدم کشی ید طولایی داشت، این قضیه برایش خیلی مهم شد و دستور داد ۲۰ تک تیرانداز ماهر از هر جایی اجیر کنند و رسول ما رو متوقف نمایند.

“زرین” از آنجایی که افراد تک تیرانداز دشمن را هدف قرار می داد خیلی زود دشمن در این صحنه احساس ضعف و ترس کرده بودوحتی تیراندازان روسی قهاری را از شهر استالینگراد اجیر کردند،که نهایتاً آن ها نیز نتوانستندکاری از پیش ببرند و اکثرشان به هلاکت رسیدندوشمار کشته هایشان به مرز ۷۰۰ نفر نزدیک شده بود.

آماری تکان دهنده برای دشمن؛ در یکی از عملیات های این عزیز، همرزمانش تعریف می کردند که در یکی از خطوط مقدم جنگ، تک تیرانداز عراقی شکار نمی شد! معلوم بود خیلی مهارت داشت!آقا رسول عزمش را جزم نمود که این به ظاهر تیرانداز دشمن را نابود کند. در نقطه ای هدف کاذبی قرار داده و خودش در گوشه ای بی حرکت منتظر اقدام طرف می ماند، اما از آنجایی که روش کارش تقریباً تکراری شده بود، تیرانداز دشمن محل اختفایش را کشف کرد. از طرفی “زرین” نیز هدفش را می دید که در نهایت هر دو تک تیرانداز با هم ماشه تفنگ ها را می کشند.

 

اگر در تصویر فوق دقت کنید گوش راست “عبدالرسول زرین” سوراخ و خون از بدنش سرازیر گشته ولی گلوله او در صورت تک تیرانداز عراقی نشسته و به درک واصل شده است.رسول نه تنها ناراحت و دردمند نشد، بلکه با روحیه ای که در عکسش هم پیداست، شادمان می خندد.

وی در جبهه ها نقش منحصر به فردی را ایفا کرد ودر جنگ های نا منظم و دیگر عملیات ها به عنوان تک تیر انداز ، نقش حساس وظریف خود را بازی کرد و چنان ضربات مهلکی را ماهرانه به ایادی دشمن وارد کرد که سپاه خصم را بعد از تلفات سنگین مادی و انسانی دچار سر گیجه وتحیر نمود .شهید حاج حسین خرازی سر لشگر پر آوازه جبهه اسلام ، زرین را به خوبی می شناخت و در باره اش حرفهای زیادی زده است ، رابطه این دو رابطه پدر و فرزندی بوده و بارها همدوش با یکدیگر صحنه های پر خطر ونفس گیر را در کردستان وجنوب به چشم دیده اند. 

زرین بارها زخمی شده بود و60 درصد از کار افتادگی داشت خرازی معافیت او را از رزم صادر کرده بود اما نشستن برای این رزمنده دلاور معنائی نداشت ، و اگر نشستن و تسلیم را می شناخت در 15سالگی جسارت ترک موطن را نداشته و سرگردان بیابان وحشی نمی شد.

شهید خرازی می فرماید: قبل از شروع جنگ تحمیلی در کردستان ودر گروه ضربت خیلی خوب خود را نشان داد. دیوانه دره و آوردگاه گاران شاهد دلاوری های اوست . گروه ضربت به فرماندهی حسین خرازی به هر وحشت کده ای سرک می کشید ، وبارها با هنر این پلنگ کوهستان یعنی زرین از مهلکه ها گریخته و نشانه گیری های دقیق او ، بیشترین آسیب ها را به دشمن زده است .

تک تیر انداز سرشناس نبرد ، بارها آتش بار دشمن را در ارتفاعات صعب العبور ، فقط با یکبار فشار دادن ماشه تفنگ (( اس وی دی و اف پی کا)) خاموش کرده است،با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنوب آمده وتا سال 63 به طور مداوم در اکثر عملیاتهای جنوب و غرب حضور فعال داشته است . 

مسئولیتهای مختلفی از جمله فرماندهی گردان ومحور را بر عهده داشته و گروههای مختلفی را آموزش داده وبه عنوان تک تیر انداز ، بین گردان ها فرستاده است این ادعای بزرگی است ولی اتفاق افتاده ، شوخی نیست ، این مطلب به تائید حاج حسین خرازی رسیده است و قول اوست که به وسیله سلاح اس وی دی چند هزار دشمن بعثی را به هلاکت رسانیده و چندین فرمانده عراقی را از میان برداشته است چند تپه را به تنهائی تصرف نمود، تپه هایی که زرین تصرف کرده به نام خودش نام گذاری کرده اند.

شهید خرازی در مورد دلاوری های این شهید فرموده است : انگار که ایشان جنگی به دنیا آمده بود و در جای دیگر ایشان را گردان تک نفره زرین خطاب کرده بودند بدین لحاظ که او به اندازه یک گردان موثر بود،زرین بسیار ساده و صمیمی بود تواضع وفروتنی عجیبی تمام وجودش را فرا گرفته بود ، حتی ذره ای تکبر از او دیده نشد ، با نگاه به قامت خاکی وظاهر بسیار ساده اش هیچکس نمی توانست باور کند که او همان تک تیر انداز بزرگ است.

 در ادامه ماجرایی را می خوانید که تقریبا تمام بسیجی هایی که یک بار آموزش نظامی دیده اند آن را شنیده اند.  ماجرایی که به صورت سینه به سینه در میان رزمندگان اسلام پخش شده است.ماجرا از این قرار است که : نبرد سنگینی در فاصله نزدیک بین ایرانی ها و عراقی ها در گرفته بود و طرفین بعد از مدتی خسته شدن و دیگه به طرف هم شلیک نمی کردند و در وضعیت سکون قرار داشتنداین وسط یه تک تیرانداز ایرانی ناگهان به عربی میگه : جاسم کیه؟

یه عراقی از همه جا بی خبر سرشو بالا میاره و میگه : من که همون لحظه به درک واصل میشه.چند دقیقه بعد دوباره همون صدا میگه : رحمان کیه؟ یه عراقی دیگه میگه : من و اونم یه گلوله وسط مغزش میشینه.

عراقیا که از این قضیه کلافه شدن و فهمیدن طرف مقابلشون کیه میان کلک بزنن و یکی از تیراندازان خبرشون داد میزنه میگه : رسول کیه؟اما کسی جواب نمیده.

چند دقه بعد یکی از خاکریز ایرانی ها میگه : کی با رسول کار داشت؟ که اون عراقی سرشو بالا میاره و میگه من! و اوهم با یه شلیک بی نقص تک تیر انداز ایرانی به جهنم نقل مکان میکنه.

شهيد زرين پس از آن كه به تنهايي يك تپه را كه يك گردان از پس آزاد‌سازي آن برنيامده بود، تصرف كرد از جانب حاج حسين خرازي به “گردان يك‌نفره ” معروف شد.

عبدالرسول يک نفر را فرستاد براي نگهباني. صبح اما سر بريده‌اش را آوردند توي سنگر؛ شب بعد خودش رفت. يک سنگر ديگر همان نزديکي درست کرد و کامل استتارش کرد. توي سنگر قبلي هم شبيه يک نگهبان درست کرد و منتظر ايستاد. چيزي شبيه بوته به سنگر نزديک شد و پريد توي آن. 

عبدالرسول هم پشت سرش رفت تو سنگر و سرنيزه را فرو کرد توي گردنش. صبح که آفتاب طلوع کرد با بقيه نيروها سراغش آمد. مرد هيکل بزرگي داشت بچه‌ها باورشان نمي‌شد که عبدالرسول از پس او برآمده باشد. به سختي سر نيزه را از گردن آن کومله بيرون آوردند. اما عبدالرسول بود و مهارت جنگي بي‌حد و حصرش.

 

رسول زرین با 700 شلیک موفق با اسلحه دراگانف اس وی دی (Drauganov SVD) در برابر کریس کایل با 160 شلیک موفق برتری محسوسی دارد.

تفاوت دیگر و مهم زرین و کایل این بود که او نظامیان زبده عراقی و و منافقین را هدف قرار می‌داد حال آنکه کایل زنان و کودکان عراقی و القاعده را می کشت.

سایت دفاعی پاکستان درباره رسول زرین می‌نویسد: عبدالرسول زرین متولد 1941 تا 1983 جز بهترین نظامیان ایرانی در جنگ ایران و عراق بوده که با 700 شلیک موفق منجر به نتیجه موفقترین اسنایپر (تک تیرانداز ایرانی است).

“شهید عبدالرسول زرین”، این مرد بزرگ و با وقار با آمار ۷۰۰ شلیک و هدف مثبت، نفر اول جنگ ها در جهان قلمداد می شود، درحالی که تا قبل از ایشان کریس کابل امریکایی با ۱۶۰ هدف نفر اول بحساب می آمد!!!

سرانجام روح این مجاهد با صفا و سر باز مخلص لشگر امام حسین(ع) بعد از بارها مجروحیت و به یادگار گذاشتن 7 فرزند و ده ها نکته عبرت انگیز با عشق به حسین بن علی (ع) در عملیات خیبر سال 1363 در جنوب جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

روحش شاد و با معصومین (ع) همجوار باد/ برای شادی روحش صلوات.

 

انتهای پیام/م

دیدگاه‌ها

روحش شاد و ياد و خاطر اين شهيد گرانقدر و همه شهداي اسلام تا ابد گرامي باد.
دروغ بزرگ
از این عزیزان کم نداشتیم و نداریم... .

نظرات کاربران

تازه های سایت

پربازدیدها