نمایش 21 - 30 از 272
تاجگردون نوشت: برخی از افرادی که درگذشته نان و نوای خود را در قوم طلبی دیده بودند اکنون‌که بوی وحدت را استشمام و بازار تزویر خود را کساد می‌بینند مجدداً ساز قوم‌گرایی خود را کوک و بر طبل تفرقه و نفاق می‌کوبند و آتش خرمن‌سوز قوم‌گرایی را روشن کرده اند.
این روزها،روزهای انتخابات است و دم خروس وقسم حضرت عباس به راه است وخیلی ها درست مثل خروس جنگی به جان رقیب افتاده اند.
اگر چه افراد و طوایف مختلفی با حمایت ها و هزینه های زیاد در انتخابات گذشته مجلس از تاجگردون، گوشه چشمی به انتخابات شورا و طلب حمایت از وی را داشته اند، اما تنها تاجگردون است که می داند خوابی که دیده اند تعبیر نخواهد شد.
مسئول قرارگاه دانشجویی شهید آقایی وندا گچساران گفت:امروزه نیز عده ای از مسئولین دانشگاه ها همراهان تفکر رخوت دانشگاه و دوری دانشجو از سیاست بوده که البته این قبیل تفکرات نشات گرفته از سیاست زدگی،حفظ قدرت و ریاست طلبی بعضی مسئولین است.
حال هستند گروهی که عدم وابستگی آنها را به تاجگردون نمی شود به هیچ وجه توجیه کرد،یعنی کسانی که بدون طرفداری فکری و اندیشه ای از سر تا نوک پا وامدار وی هستند را، نمی توان با این نوع نگاه، که توان و طی پله های ترقی وی وابسته به تفکرات جریان و گفتمانی اصلاحات بوده است، قانع نمود.
کشور به اندازه کافی معاند داخلی و خارجی دارد لذا باید محطاط بود و به دست خودآب به اسیاب دشمن نریزیم.امیدوارم قانون انتخابات ریاست جمهوری هر چه سریعتر اصلاح شود و قانونی پیشرفته در این خصوص نوشته شود به گونه ای که در آینده شاهد این پدیده شوم نباشیم.
امروز میدان سیاست در ایران وارد مرحله‌ای حساس و سرنوشت ساز گردیده زیرا در یک طرف با استقرار دولتی ناکارآمد و با کارنامه‌ای کاملا مشوش و غیر قابل ارائه مصادیق عینی از تدبیر و پمپاژ روحیه امید و نشاط سر و کار داریم که با تمام وجود و ابزار و روش‌ها، امیدوار به تمدید عمر چهار ساله خود می‌باشد.
بعضی کانال‌های تلگرامی هر شب ده نفر را کاندیدا می‌کند که چه کسی بیشترین رای را می‌آورد و وعده می‌دهد که پنج نفر گروه الف با پنج نفر گروه ب در شبهای آتی به نظرسنجی گذاشته می‌شود.
مشکلات معیشتی، رکود، اشتغال، تورم و همه و همه دغدغه های مردم تنها در مسیر اقتصاد مقاومتی و نقشه راه تعیین شده توسط ناخدای کشتی انقلاب، مقام معظم رهبری رفع می شود نه مذاکره و صلح با استکبار.
این شهر را با آن کوچه‌های پرفراز و نشیبش، آدم‌های فقیر و جوانان بیکارش، زنان بی‌سرپرست و بدسرپرستش، پسرکان دستفروشش، پدران غصه دارش، حتی این شهر و خانه‌های داغدارش که طعم تلخ خودکشی را تا سر هر خیابان به توبره می‌کشد فراموش کرده‌ایم.

صفحه‌ها