نظرسنجی

عملکرد فرماندار گچساران در مدت5 سال گذشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
2. دى 1397 - 23:30
دردمندانه باید گفت امروز در کشور ودر استان کهگیلویه و بویراحمد جامعه ما مخصوصاً جوانان به نوعی دچار بحران هویت شده‌اند و این بر اثاث همان عدم وحدت فرهنگی به صورت کامل در حوزه و دانشگاه است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،ازآنجا که در استان کهگیلویه و بویراحمد حوزه های علمیه و دانشگاه های متعددی وجود دارد و به لحاظ مسائل طایفه گری بیشتر خانواده های استان دارای هر دو قشر طلبه و دانشجو در اقوام و آشنایان خود هستند بر خود دیدم که برخی مسائل که باعث وحودت و تفرقه این دو قشر محترم که جایگاه ویژه ای در جامعه دارند بپردازم.

جای تردید نیست که برای از بین بردن سیاست‌های تفرقه‌انگیز دشمنان اسلام، مخصوصاً جامعه تشیّع، بر دو مغز متفکر جامعه،یعنی حوزه و دانشگاه  لازم است که برای حفظ عزّت و آزادی جامعه و بالندگی مذهب تشیّع باهم وحدت و اتحاد و همگرایی داشته باشند. همانگونه که مولای ما امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: {هیچ ملّتی در انجام کاری با هم متحد نشدند، مگر این که خداوند گرفتاری آنان را بر طرف کرد و آن‌ها را از بلای ذلّت نجات داد.}.

این مهم به لطف انقلاب اسلامی ایران در مسیر هموارتری نسبت قرار گرفت و از جمله موضوعات دکترين انقلاب اسلامي، تئوري همگرائي و وحدت حوزه و دانشگاه است؛ به عبارت ديگر، ايجاد ارتباط حقيقي بين علم و دين است. بنابر اين لازم است فرايند تحقق "وحدت" به طور دقيق، کارشناسي و ضابطه مند گردد تا؛ اولاً: از هر گونه آفتي در امان باشد. ثانياً: به اهداف متعالي دست يابيم.لذا در این مقاله به عوامل اختلاف و عوامل وحدت حوزه ودانشگاه تبیین میشود تا در پرتو مفاهيم ياد شده، هماهنگ با يک مهندسي نظام مند و روشي کارآمد به اهداف حکومت ديني دست يافت،

بررسي عوامل اختلاف حوزه و دانشگاه

ما نه تنها در اين زمان از مکر دشمنان در امان نيستيم، بلکه تا دنيا پابرجاست بايد هوشيار و مقاوم بود. بنابر اين شناخت عوامل مزبور اين فرصت را به ما ميدهد که دشمنان را شناخته و از پدافند غير عامل براي شناخت شناسي دشمن و مقابلة با آن استفاده نمائيم؛ لذا برخي از عوامل اختلاف را بيان ميدارم:

1- از جمله عوامل مؤثري که توانست اين اختلاف را پديد آورد، به قول امام راحل، همان دسيسه هاي شياطين بود که با ترفندهاي مختلف سعي نمودند تا قدرت يک ملت را در گرداب اختلاف ناخواسته گرفتار نمايند. البته در اين صحنه سران رژيم گذشته، سهم قابل توجهي در اين شيطنت ايفا نمود.

2-عامل ديگري که در اين زمينه مؤثر بود، عدم شناخت صحيح دين از سوي دانشگاهيان و عدم شناخت علم از سوي حوزويان بود. به اين دليل که افرادی از علماي حوزه، فکر ميکردند که چون علوم دانشگاهي، به طور غالب، ساخته و پرداخته دنياي غرب است و باعث وابستگي ملت به اجانب ميشود، بايد از آن فاصله گرفت و چون دانشگاهيان با آنها مرتبط هستند از آنان نيز بايد فاصله گرفت و هر نوع همگرايي با آنها در حقيقت، مسامحه با کفر است. از سوي ديگر، دانشگاهيان تصور ميکردند که قلمرو دين، محدود به امورات عبادي است و نبايد در کانون مسائل علمي، سياسي و اقتصادي دخالت کند؛ بنابر اين قلمرو فعاليت خود را، متمايز با دين ميديدند و سعي داشتند از علماي حوزه فاصله بگيرند.

3- عامل ديگري که در اختلاف حوزه و دانشگاه تأثير به سزايي داشت، يک جانبه گرايي بعضي از علماي حوزه و دانشگاه بود، به اين بيان که برخي از حوزويان و دانشگاهيان، تصور داشتند که نسبت به طرف مقابلشان بي نيازند، و رغبتي براي همکاري يکديگر به وجود نمي آمد.

4- تفکر جدايي دين از سياست، اقتصاد و علم در غرب، باعث شد که دانشگاهيان تحت تأثير آن قرار گيرند، در نتيجه اختلاف آنها با روحانيت متعهد آغاز شد.

 بررسي عوامل وحدت

براي تحقق وحدت در جامعه، نياز به مقتضي است. بنابر اين اگر عوامل کارساز در فرايند وحدت حاصل نگردد، هرگز نميتوان به اهداف متعالي رسيد، لذا ممکن است عوامل مؤثر در تحقق وحدت را اين گونه بيان نمود

1- مشارکت حوزه و دانشگاه در توليد علم: وحدت حقيقي آنگاه به وجود مي آيد که حوزه و دانشگاه در توليد علم با هم سهيم باشند. به عبارت ديگر براي ادارة جامعة ديني، نياز به علم جهت دار بر مبناي عدالت و کرامت انسان دارد که بايد در قالب علم ديني ارائه شود؛ بنابر اين هر يک از حوزه و دانشگاه لازم است نقش خود را در توليد علم مورد نياز جامعه از جمع آوري اطلاعات گرفته، تا فرضيه سازي، يافتن پيش فرضها، داوري و ... ايفا کنند.

2-اعتقاد به تأثير متقابل: هر يک از دو نهاد حوزه و دانشگاه بايد يکديگر را به رسميت شناخته و وجود ديگري را براي ادارة جامعه لازم و ضروري بدانند و باور کنند که طرف مقابل نيز داراي ظرفيت مناسب براي انجام مسئوليت خويش است.

3-  وحدت در هدف: تحقق وحدت حوزه و دانشگاه در گرو جهتي است که با مهندسي الهي طراحي شود و اين سامانههنگامي محقق ميگردد که هدف حوزه و دانشگاه بر اساس سعادت و رستگاري انسان تکون يابد. البته اين حرکت نياز به روش تحقيق دارد.

4-  آشنايي با نوآوري و پيشرفتهاي يکديگر: هنگامي که حوزه و دانشگاه از توان علمي و معنوي يکديگر آگاهي نداشته باشند، چگونه ميتوانند در کنار يکديگر در توسعه و پيشرفت فعاليت کنند؟ بنابر اين آشنايي حوزه و دانشگاه نسبت به نوآوري و پيشرفت هاي يکديگر، مانند: نظري هپردازي، نشر کتاب و مقالات، ايجاد مراکز آموزشي، نخبگان و ... از اهميت خاصي برخوردار است.

5-  ايجاد کرسي هاي آزادانديشي و نظريه پردازي مشترک حوزه و دانشگاه: اولاً با اين روش ميتوان به توان علمي يکديگر پي برد. ثانياً: نقطه ضعفهاي موجود شناسايي و مرتفع ميگردد. ثالثاً: بستر لازم براي فعاليت مشترک آماده ميگردد.

6-  ايجاد اطاق فکر مشترک: يکي از عوامل مهم وحدت حوزه و دانشگاه اين است که براي تشخيص و تعيين نيازهاي جامعه و راهبرد عملي و نظري آن، بايد اطاق فکر دائمي تشکيل شود تا مسير کارآمدي وحدت هموار گردد.

دردمندانه باید گفت امروز در کشور ودر استان کهگیلویه و بویراحمد جامعه ما مخصوصاً جوانان به نوعی دچار بحران هویت شده‌اند و این بر اثاث همان عدم وحدت فرهنگی به صورت کامل در حوزه و دانشگاه است چرا که از طریق فیلم‌ها، مخصوصاً فیلم‌های سینمائی و برخی کتاب‌های تراوش یافته از مغز روشن فکران دانشگاهی نوعی از فرهنگ تبلیغ می‌شود که درست در مقابل مطالبی است که از شخصیت‌های دینی و حوزوی و کتاب‌های مذهبی بهره برداری می‌شود.

آن بحران و این تضاد را گاهی در اقتصاد مانند سود بانکی که مراجع تقلید به ربا بودن این سود اذعان دارند و اساتید دانشگاه به اقتصادی بودن و غیر ربوی بودن اصرار دارند.اینجاست که باید حوزویان و دانشگاه هیان بنشینند و این مسئله که با اقتصاد و زندگی مردم سرکار دارد به روشنی تبیین کنند و مردم را از سر در گمی دربیاورند.

گاهی نیز این بحران و تضاد حتی در چهره و لباس و رفتار برخی از جوانان می‌توان مشاهده نمود، می‌بینی جوان در عزاداری و یا نماز جماعت و جمعه شرکت نموده منتهی کاملاً با لباس و چهره غربی که آن چهره و لباس با این مکان‌های دینی همخوانی ندارد. البته این حالت برای همیشه نخواهد ماند سرانجام یک طرفه خواهد شد، وای بر آن روزی که این جوان با تمام مراکز مذهبی و دینی خداحافظی کند، و دنبال همان فرهنگی برود که از سوی عده‌ای از روشنفکران غرب زده ترویج می‌شود.

پس بر دلسوزان حوزه و دانشگاه است که با وحدت خویش جوانان را از این بحران فکری و نا آرامی روانی نجات بخشند. به امید آن روز.

دکتر سید اسماعیل محمدی مهر

انتهای پیام

دیدگاه‌ها

حوزه و دانشگاه اصلا به هم هیچ نسبتی ندارن

نظرات کاربران

تازه های سایت

پربازدیدها