نظرسنجی

عملکردچندماهه شهردارجدید گچساران را چگونه ارزیابی می کنید؟
29. شهريور 1395 - 9:11
قصد داشتم نامه ای در این خصوص خطاب به دادستان محترم و استاندار عزیز بنویسم. با وقوع این حادثه هولناک ،فکر می کنم ذهنیت مسئولین به سمت و سوی فراتر از پیگیریهای حقوقی سوق داده شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،نورمحمد حسینی - روث بنه دیکت یکی از مردم شناسان نامی ،جوامع را از نظر فرهنگی به دو دسته تقسیم می کند ،جوامع دیونیزی و آپولونی.

دیونیزوس نشانه شوریدگی و زایایی و طبیعت است و آپولون مالک تعقل و هنر. بندیکت اعتقاد داشت جوامع بشری به‌صورت گروهی یا دیونیزی هستند یا آپولونی. یعنی یا شوریده و خشن‌اند و یا اهل تعقل و آرام. این شکل رفتاری در تصمیم‌گیری‌ها، مراودات و بازنمایی‌های فرهنگی آنان نقشی اساسی دارد و کلید مناسبی را برای بازشناسی و چگونگی ایجاد تعاملات رفتاری با ایشان را در اختیار دیگران قرار می‌دهد.

این مقدمه را آوردم تا شاید متولیان امور امنیتی و اجتماعی و فرهنگی جامعه به جای اه و دریغا و مهیا شدن برای رفتن به مراسم فاتحه سربازان مقتول اندکی بیندیشند که مدیریت اجتماعی و فرهنگی بسیار فراتر از بحث کنسرت ها و همایش ها و جشن ها و هفته ها وتدارک صندوق های رای انتخابات و. می باشد.

خیلی سالها قبل در جلسه ای در کاخ استانداری به اشتباه دعوت شده بودم. آمار اعتیاد را دریکی از شهر ها در دستم بود. اخبار و اطلاعات مربوط مربوط به وفات های ناشی از اعتیاد در خرابه ها و صحراهها را هم داشتم . نوبت من رسید. به استاندار عزیز گفتم که فکر می کنم فلان شهر دارد به مرز بحران از نظر اعتیاد می رسد. بحران را من حالتی می دانستم که آمار یک مساله از حد طبیعی خارج شده باشد.استاندار نگاهی کرد و فرمودند که بحران از نظر من یعنی زلزله .سیل .و…دیدم راست می فرماید ،در کتاب ها بحران را چیز دیگری تعریف می کنیم آمار می گیریم و ضریب همبستگی و ……..

ساکت شدم و آمار و ارقامم را بستم و ادامه ندادم. چون زبان و ادبیاتمان خیلی با هم فاصله داشت.

این روزها نیز به طور مداوم اخباری از قتل و ادم کشی و یا خودکشی به افکار عمومی ارایه می شود. آخرین آن نیز قتل سربازان در یک محیط امنیتی ،بدست یک فرد امنیتی می باشد که اتفاقا مقتولین نیز از همان خانواده امنیتی می باشند. برای تکمیل این خبر به طور تصادفی برخی از اطلاعات و اخبارمربوط به قتل را در سه شهر مهم استان در زیر آوردم.با نگاهی به این آمار و اطلاعات ،قطعا متوجه خواهیم شد که مساله قتل در استان جدی است.

جوان ۳۰ ساله پس از آن که همسر خود را به قتل می رساند در نزدیکی منطقه تفریحی تنگ گنجه ای خود را از بالای کوه به پایین پرت می کند که این امر موجب مرگ وی می شود.

دیشب در خیابان معلم شهر یاسوج به دنبال یک نزاع دسته جمعی یک جوان یاسوجی بوسیله اسلحه ساچمه ای به قتل رسید.

حادثه ای تلخ وغم انگیز یاسوج ،قتل کارمند یاسوجی

قتل یا خودکشی مدیر یک کبابی معروف در آبشار یاسوج

قتل یا خودکشی دو جوان یاسوجی در کوه‌های سروک.

تیراندازی با اسلحه شکاری در بلوار امام خمینی شهر یاسوج با زخمی شدن ۶ جوان

قتل در اطراف یاسوج با چاقو

یک پیرمرد گچسارانی به دلیل جر و بحث خانوادگی در بیمارستان شهید رجایی گچساران با ضربات کارد آشپزخانه جان خود را از دست داد و دو فرزند وی نیز براثر ضربات چاقوی قاتل زخمی و روانه بخش آی. سی. یو شدند

ماجرای قتل دو کودک در گچساران توسط مادر

خواستگار کینه‌توز گچسارانی پس از شنیدن جواب رد از سوی دختر مورد علاقه اقدام به کشتن خود، دختر مورد علاقه و خواهر وی نمود

یک مرد جوان گچسارانی در اقدامی جنون آمیز، مادر و دو خواهر خود را به درون اتاقی حبس، و با ریختن بنزین به طرز فجیعی آنها را به قتل رساند

پدربزرگ گچسارانی در شب تولد نوه اش به قتل رسید

قتل فجیع دانش آموز ۱۷ ساله در دهدشت یاسوج

در یک نزاع دسته جمعی در یکی از روستاهای شهرستان کهگیلویه یکنفر به ضرب گلوله کشته شد.

جوان ۲۰ ساله دیگری نیز در محور جدید دهدشت – اصفهان توسط فردی یکی از پاهایش از زیر زانو با ” قمه ” قطع می شود.

در دهدشت یک برادر در اقدامی تاسف بار اقدام به قتل برادر خود با ۳۷ ضربه چاقو می کند

این ها تنها بخشی از اخبار دلخراشی است که به طور مداوم به سمع و نظر مردم این اهالی می رسد

هر کدام از این قضایا هم عمق دارند و هم طول دارند هم دنباله دارند . پیچیدگی قتل را اگر در شرایط بسیار پیچیده جامعه استانی ضرب نماییم قصه بسیار مرکب و غامضی حاصل می شود که برای حل آنها مدیریت اجتماعی و فرهنگی بسیار پخته تر و عالم تری می طلبد

هفته پیش به بهانه ای خدمت یکی از بستگان مقتولی رسیدم که سال پیش به قتل رسد و منطقه ای را چندین سال است که به سمت التهاب و زندان و فرار از منطقه و جریمه و…..سوق داده است. قصد داشتم نامه ای در این خصوص خطاب به دادستان محترم و استاندار عزیز بنویسم. با وقوع این حادثه هولناک ،فکر می کنم ذهنیت مسئولین به سمت و سوی فراتر از پیگیریهای حقوقی سوق داده شود.چون در این ماجرا دیگر احتیاجی به قضاوت نیست. سه نفر کشته شدند و قاتل هم خود را کشت. جریمه و قصاص و زندان و تبعید و….دیگر وجود ندارد.

شنیدم از دیشب تا به حال مهم ترین دغدغه مسولین مدیریت اجتماعی خشم خانواده مقتول است و این یک گام به جلوست.

من قصد ندارم که این جا به واکاوی قتل بپردازم.فقط امیدوارم حال که متاسفانه مساله قتل تا مکان زندان و محل اعدام قاتلین رخنه کرده است و این مساله مهم اجتماعی به دستگاه دولت هم سرایت کرده است ،مسئولین عزیز احساس نمایند که قتل عللی دارد . عللی که با انگیزه های فردی فاصله بسیار دارد. این علل اجتماعی و فرهنگی باید مورد واکاوی قرار گیرند .به قول بنه دیکت باید شاخص های دیونیزی فرهنگی ما به دقت مطالعه شود. این مهم را نیز باید از لابلای تحقیقات و مطالعات دانشمندان و متخصصان استخراج کرد.

هرچند ممکن است ما هم هنوز در باد نظرات و تحقیقات به سر ببریم.من هنوز دارم فکر می کنم که شاید حق با آن مسئول عزیز بوده است که به نوعی به من امر نمودند که اطلاعاتت به درد خودت می خورد. چون این مسایل عادی و پیش پا افتاده است.سیل و زلزله و طوفان و سقوط هواپیما و…..مسایل اصلی جامعه وبحران نام دارند که الحمدالله ملک در آسایش و امنیت کامل است.

انتهای پیام/م

نظرات کاربران

تازه های سایت

پربازدیدها